طرحواره درمانی چیست؟
هر آنچه باید درباره طرحواره های ناسازگار و طرحواره درمانی بدانید
مقدمه
آیا تا به حال متوجه شدهاید که با وجود اینکه میدانید یک رفتار یا رابطه برایتان مناسب نیست، باز هم الگوی مشابهی را تکرار میکنید؟
مثلاً بارها وارد رابطه با افرادی میشوید که از نظر عاطفی در دسترس نیستند، اما باز هم احساس میکنید باید آنها را راضی نگه دارید.
یا ممکن است در ذهن خود دائماً این افکار را داشته باشید:
«من به اندازه کافی خوب نیستم.»
«آخرش همه من را ترک میکنند.»
«اگر به دیگران اعتماد کنم، آسیب میبینم.»
«اگر اشتباه کنم، دیگران من را تحقیر میکنند.»
«باید همیشه قوی باشم.»
«اگر دیگران ناراحت شوند، تقصیر من است.»
«هیچکس واقعاً من را درک نمیکند.»
گاهی فرد میداند این افکار منطقی نیستند، اما باز هم نمیتواند بهسادگی از آنها فاصله بگیرد.
طرحواره درمانی یکی از رویکردهای رواندرمانی است که دقیقاً روی چنین الگوهای عمیق و تکرارشوندهای تمرکز میکند.
این رویکرد توسط جفری یانگ (Jeffrey Young) توسعه پیدا کرد و در ابتدا برای افرادی طراحی شد که مشکلات مزمنتر و الگوهای شخصیتی پیچیدهتری داشتند و پاسخ آنها به درمانهای کوتاهمدت شناختی رفتاری کافی نبود.
در مدل طرحوارهدرمانی، بسیاری از مشکلات روانشناختی فقط به افکار منفی روزمره محدود نمیشوند؛ بلکه ممکن است ریشه در الگوهای عمیقتری داشته باشند که در سالهای اولیه زندگی شکل گرفتهاند و در بزرگسالی همچنان بر روابط، تصمیمها، هیجانات و رفتارهای فرد اثر میگذارند.
به این الگوهای عمیق طرحوارههای ناسازگار اولیه گفته میشود.
پژوهشهای جدید نیز نشان دادهاند که طرحوارهدرمانی، بهخصوص در حوزه اختلالات شخصیت، پشتوانه پژوهشی قابل توجهی پیدا کرده است. یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۳ که ۸ مطالعه کارآزمایی تصادفی و چندین مطالعه تکگروهی را بررسی کرد، برای طرحوارهدرمانی در کاهش علائم اختلالات شخصیت اثر متوسط گزارش کرد و همچنین کاهش طرحوارههای ناسازگار اولیه و بهبود کیفیت زندگی را نشان داد.
در این مقاله از مشاورلاین قرار است بهصورت جامع بررسی کنیم:
- طرحواره چیست؟
- طرحواره ناسازگار اولیه چیست؟
- چرا طرحوارهها شکل میگیرند؟
- چند نوع طرحواره داریم؟
- ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه کداماند؟
- طرحوارهها چگونه در روابط عاطفی ظاهر میشوند؟
- منظور از سبک مقابلهای چیست؟
- «مود» یا حالت طرحوارهای چیست؟
- طرحواره درمانی چگونه انجام میشود؟
- چه تکنیکهایی در طرحوارهدرمانی استفاده میشود؟
- طرحوارهدرمانی برای چه مشکلاتی کاربرد دارد؟
- آیا طرحوارهدرمانی برای اختلال شخصیت مرزی مناسب است؟
- تفاوت طرحوارهدرمانی با CBT چیست؟
- طرحوارهدرمانی چقدر طول میکشد؟
- و از کجا بفهمیم طرحوارهدرمانی برای ما مناسب است؟
طرحواره چیست؟
در سادهترین تعریف، طرحواره یک الگوی عمیق و نسبتاً پایدار از باورها، احساسات، خاطرات، برداشتها و انتظارات درباره خود، دیگران و جهان است.
طرحوارهها مانند یک فیلتر ذهنی عمل میکنند.
یعنی دو نفر ممکن است دقیقاً یک اتفاق را تجربه کنند اما برداشت کاملاً متفاوتی از آن داشته باشند؛ زیرا تجربه آنها از فیلترهای ذهنی متفاوتی عبور میکند.
برای مثال تصور کنید فردی به دوست خود پیام میدهد اما چند ساعت پاسخی دریافت نمیکند.
فرد اول ممکن است فکر کند:
«احتمالاً سرش شلوغ است.»
اما فردی که طرحواره رهاشدگی پررنگی دارد ممکن است خیلی سریع به این نتیجه برسد:
«دیگر برایش مهم نیستم.»
یا:
«حتماً میخواهد من را ترک کند.»
در اینجا فقط اتفاق بیرونی تعیینکننده واکنش نیست؛ بلکه معنایی که ذهن به اتفاق میدهد نیز اهمیت دارد.
طرحواره ناسازگار اولیه چیست؟
طرحوارههای ناسازگار اولیه یا Early Maladaptive Schemas (EMS) الگوهای عمیق و گستردهای هستند که میتوانند درباره خود، دیگران و روابط شکل بگیرند و در طول زندگی تکرار شوند.
طبق مدل طرحوارهدرمانی، این طرحوارهها معمولاً زمانی شکل میگیرند که نیازهای هیجانی اساسی کودک به شکل کافی برآورده نشده باشند یا کودک در معرض تجربههایی مانند بیثباتی، طرد، سوءاستفاده، انتقاد شدید، کنترل افراطی یا محرومیت عاطفی قرار گرفته باشد.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
وجود یک تجربه سخت در کودکی به این معنا نیست که فرد حتماً یک طرحواره ناسازگار خواهد داشت.
همچنین نباید تصور کرد که هر مشکل روانی مستقیماً ناشی از والدین است.
شکلگیری الگوهای روانشناختی معمولاً حاصل تعامل عوامل مختلف از جمله ویژگیهای فردی، خلقوخو، محیط خانوادگی، تجربههای اجتماعی، روابط و شرایط زندگی است.
پژوهشهای نظاممند نیز ارتباط میان تجربههای آسیبزا و برخی طرحوارههای ناسازگار را بررسی کردهاند، اما این روابط پیچیدهاند و نباید به رابطه علت و معلولی ساده تقلیل داده شوند.
طرحوارهها چگونه شکل میگیرند؟
طرحوارهدرمانی بر این فرض استوار است که انسان در دوران کودکی نیازهای هیجانی اساسی دارد.
وقتی این نیازها به شکل کافی برآورده شوند، احتمال شکلگیری الگوهای سالم بیشتر میشود.
اما اگر نیازهای مهم کودک به شکل مداوم و قابل توجه برآورده نشوند، ممکن است زمینه شکلگیری طرحوارههای ناسازگار فراهم شود.
مهمترین نیازهای هیجانی در مدل طرحوارهدرمانی
این نیازها را میتوان در حوزههایی مانند موارد زیر خلاصه کرد:
- امنیت و دلبستگی
- پذیرش و محبت
- ثبات و قابل پیشبینی بودن روابط
- استقلال و شایستگی
- آزادی برای بیان هیجانات و نیازهای سالم
- بازی و خودانگیختگی
- داشتن محدودیتهای واقعبینانه
- احساس ارزشمندی و هویت
در مدل طرحوارهدرمانی، پنج حوزه اصلی نیازهای هیجانی با ۱۸ طرحواره ناسازگار ارتباط دارند.
آیا همه طرحوارهها از کودکی میآیند؟
طرحوارهدرمانی تأکید زیادی بر تجربیات اولیه زندگی دارد، اما این به معنی آن نیست که شخصیت فرد در کودکی برای همیشه تعیین شده است.
تجربیات دوران بزرگسالی نیز میتوانند برخی الگوها را فعال، تقویت یا حتی تغییر دهند.
برای مثال ممکن است فردی در کودکی احساس امنیت نسبی داشته باشد اما بعدها پس از یک رابطه بسیار آسیبزا، تجربه طرد اجتماعی یا یک رویداد شدید، باورهای جدیدی درباره خود یا دیگران پیدا کند.
بنابراین بهتر است طرحوارهها را الگوهای قابل تغییر در نظر بگیریم، نه برچسبهایی دائمی.
۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه کداماند؟
در مدل کلاسیک طرحوارهدرمانی، ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه در پنج حوزه اصلی دستهبندی میشوند.
حوزه اول: بریدگی و طرد
این حوزه بیشتر با این انتظار همراه است که نیازهای اساسی مانند امنیت، ثبات، محبت، پذیرش و همدلی توسط دیگران برآورده نخواهند شد.
۱. طرحواره رهاشدگی / بیثباتی
فرد ممکن است باور داشته باشد افرادی که به آنها وابسته است در نهایت:
- او را ترک میکنند
- از او دور میشوند
- میمیرند
- فرد دیگری را ترجیح میدهند
- یا از نظر عاطفی دیگر در دسترس نخواهند بود
مثلاً ممکن است تأخیر کوتاه در پاسخ دادن شریک عاطفی، اضطراب شدیدی ایجاد کند.
باور مرکزی میتواند این باشد:
«آدمهایی که دوستشان دارم بالاخره من را ترک میکنند.»
۲. طرحواره بیاعتمادی / بدرفتاری
در این حالت فرد ممکن است انتظار داشته باشد دیگران:
- دروغ بگویند
- از او سوءاستفاده کنند
- تحقیرش کنند
- به او آسیب بزنند
- یا از آسیبپذیری او استفاده کنند.
در نتیجه اعتماد کردن برای او دشوار میشود.
۳. طرحواره محرومیت هیجانی
فرد ممکن است احساس کند دیگران نیازهای عاطفی او را درک نمیکنند یا قرار نیست محبت، همدلی یا حمایت کافی دریافت کند.
ممکن است حتی در یک رابطه ظاهراً خوب نیز احساس تنهایی عاطفی داشته باشد.
۴. طرحواره نقص / شرم
در این طرحواره، فرد احساس عمیقی از «ایراد داشتن» یا «کافی نبودن» دارد.
ممکن است تصور کند اگر دیگران واقعاً او را بشناسند، دوستش نخواهند داشت.
این احساس میتواند با شرم، خودانتقادی و حساسیت شدید نسبت به قضاوت دیگران همراه باشد.
۵. طرحواره انزوای اجتماعی / بیگانگی
فرد احساس میکند با دیگران متفاوت است و به گروه تعلق ندارد.
ممکن است حتی در جمع نیز احساس کند «من اینجا نیستم» یا «هیچکس شبیه من نیست».
حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل
این حوزه با مشکلاتی در استقلال، اعتماد به تواناییهای فرد و احساس توانمندی ارتباط دارد.
۶. طرحواره وابستگی / بیکفایتی
فرد باور دارد به تنهایی نمیتواند از عهده مسئولیتهای زندگی برآید.
مثلاً ممکن است برای تصمیمهای ساده نیز نیاز شدیدی به تأیید دیگران داشته باشد.
۷. طرحواره آسیبپذیری نسبت به ضرر یا بیماری
فرد انتظار دارد اتفاقات فاجعهآمیز رخ دهند.
نگرانیهایی مانند:
«حتماً یک اتفاق بد میافتد.»
«ممکن است بیمار شوم.»
«ممکن است ناگهان همه چیز از بین برود.»
میتوانند بخشی از این الگو باشند.
۸. طرحواره گرفتارشدگی / خود تحولنیافته
در این وضعیت مرز روانی میان فرد و افراد مهم زندگی میتواند بیش از حد درهمتنیده باشد.
فرد ممکن است برای شناخت خواستهها و هویت مستقل خود مشکل داشته باشد.
۹. طرحواره شکست
فرد انتظار دارد در حوزههایی مانند شغل، تحصیل، موفقیت یا زندگی شخصی شکست بخورد.
حتی زمانی که شواهد واقعی از توانایی او وجود دارد، ممکن است همچنان احساس کند:
«من آخرش شکست میخورم.»
حوزه سوم: محدودیتهای مختل
در این حوزه، فرد ممکن است در زمینه تنظیم خود، رعایت مرزها یا در نظر گرفتن نیازهای دیگران مشکل داشته باشد.
۱۰. طرحواره استحقاق / بزرگمنشی
فرد ممکن است احساس کند قوانین یا محدودیتهایی که برای دیگران وجود دارد، نباید درباره او اعمال شوند.
این طرحواره با «اعتمادبهنفس سالم» یکسان نیست.
اعتمادبهنفس سالم یعنی:
«من ارزشمند هستم.»
اما استحقاق ناسازگار میتواند به این سمت برود:
«من بیشتر از دیگران حق دارم.»
۱۱. طرحواره خویشتنداری / خودانضباطی ناکافی
فرد در کنترل تکانهها، تحمل ناکامی یا پایبندی به اهداف ممکن است مشکل داشته باشد.
مثلاً تصمیم میگیرد کاری را انجام دهد اما هنگام مواجهه با ناراحتی یا سختی، سریع آن را کنار میگذارد.
حوزه چهارم: دیگرجهتمندی
در این حوزه فرد ممکن است نیازها و احساسات خود را بیش از حد تابع خواستههای دیگران قرار دهد.
۱۲. طرحواره اطاعت
فرد برای جلوگیری از خشم، طرد یا درگیری، خواستههای خود را سرکوب میکند.
ممکن است زیاد بگوید:
«هر طور تو بخوای.»
حتی وقتی واقعاً چنین چیزی نمیخواهد.
۱۳. طرحواره ایثار
فرد بیش از اندازه نیازهای دیگران را مقدم میداند و ممکن است برای مراقبت از دیگران، نیازهای خودش را نادیده بگیرد.
ایثار سالم با این طرحواره تفاوت دارد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که مراقبت از دیگران دائماً به قیمت آسیب زدن به خود فرد تمام شود.
۱۴. طرحواره تأییدطلبی / جلب توجه
ارزشمندی فرد بیش از حد به تأیید دیگران وابسته میشود.
مثلاً:
«اگر دیگران من را دوست نداشته باشند، یعنی من ارزشمند نیستم.»
حوزه پنجم: گوشبهزنگی و بازداری بیش از حد
در این حوزه فرد ممکن است احساس کند باید دائماً مراقب باشد، هیجانات خود را کنترل کند یا از اشتباه جلوگیری کند.
۱۵. طرحواره منفیگرایی / بدبینی
تمرکز ذهن بیشتر بر احتمال اتفاقات منفی است.
فرد ممکن است حتی در شرایط خوب نیز مدام به این فکر کند که:
«حتماً یک مشکلی پیش میآید.»
۱۶. طرحواره بازداری هیجانی
فرد احساسات و نیازهای خود را بیش از حد کنترل میکند.
ممکن است گریه کردن، ابراز خشم، محبت یا حتی شادی را نشانه ضعف بداند.
۱۷. طرحواره معیارهای سرسختانه / عیبجویی افراطی
فرد احساس میکند باید دائماً بهتر، سریعتر، موفقتر و کاملتر باشد.
این طرحواره میتواند با کمالگرایی و فشار دائمی برای عملکرد بالا همراه شود.
۱۸. طرحواره تنبیه
فرد ممکن است باور داشته باشد اشتباهها باید با مجازات شدید پاسخ داده شوند و نسبت به خطاهای خود یا دیگران انعطاف کمی داشته باشد.
آیا ممکن است یک فرد چند طرحواره داشته باشد؟
بله.
اتفاقاً در بسیاری از افراد، یک طرحواره منفرد وجود ندارد.
ممکن است فرد همزمان طرحوارههایی مانند:
رهاشدگی + نقص + بیاعتمادی
یا:
معیارهای سرسختانه + تأییدطلبی + ایثار
را تجربه کند.
این ترکیبها میتوانند الگوهای بسیار پیچیدهای در روابط و تصمیمگیری ایجاد کنند.
به همین دلیل، تشخیص طرحوارهها صرفاً با خواندن فهرست ۱۸گانه امکانپذیر نیست.
طرحوارهها چگونه در زندگی روزمره فعال میشوند؟
طرحواره ممکن است مدت زیادی در پسزمینه ذهن باقی بماند و سپس یک اتفاق آن را فعال کند.
برای مثال فردی که طرحواره رهاشدگی دارد ممکن است در بیشتر روزها عملکرد کاملاً عادی داشته باشد.
اما وقتی شریک عاطفی او چند ساعت پاسخ نمیدهد، ناگهان:
- اضطراب
- خشم
- ترس
- چسبندگی
- تماسهای مکرر
- یا کنارهگیری شدید
ظاهر میشود.
در اینجا «پیام ندادن» لزوماً علت اصلی شدت واکنش نیست.
این اتفاق ممکن است مانند یک دکمه هیجانی، طرحواره قدیمی را فعال کرده باشد.
منظور از تریگر یا محرک طرحواره چیست؟
تریگر یا محرک، اتفاقی است که یک طرحواره یا حالت طرحوارهای را فعال میکند.
مثلاً:
رهاشدگی → جواب ندادن شریک عاطفی
نقص → انتقاد از ظاهر یا عملکرد
شکست → دریافت بازخورد منفی در محل کار
بیاعتمادی → رفتار مبهم یا پنهانکارانه دیگران
معیارهای سرسختانه → اشتباه کردن
واکنش فرد به محرک ممکن است بسیار شدیدتر از خود اتفاق باشد.
درمانگر در طرحوارهدرمانی تلاش میکند این چرخه را شناسایی کند.
سبکهای مقابلهای با طرحواره چیست؟
وقتی یک طرحواره فعال میشود، فرد برای کنار آمدن با درد ناشی از آن واکنش نشان میدهد.
در مدل طرحوارهدرمانی سه سبک مقابلهای اصلی مطرح میشود:
تسلیم به طرحواره
فرد مانند این است که باور طرحواره را حقیقت میپذیرد.
مثلاً فردی که طرحواره نقص دارد ممکن است دائماً خود را پایینتر از دیگران بداند.
اجتناب از طرحواره
فرد تلاش میکند اصلاً با احساس دردناک مواجه نشود.
ممکن است از رابطه، موقعیت اجتماعی یا حتی موقعیتهای موفقیتآمیز دوری کند.
جبران افراطی
فرد در جهت مخالف طرحواره رفتار میکند.
مثلاً فردی که در عمق وجود خود احساس بیارزشی دارد ممکن است تلاش کند دائماً برتری خود را ثابت کند.
این سه سبک ممکن است حتی در یک فرد واحد نیز در زمانهای مختلف دیده شوند.
مود یا حالت طرحوارهای چیست؟
یکی از مفاهیم مهمتر در طرحوارهدرمانی، Schema Mode یا «حالت طرحوارهای» است.
مود به حالت هیجانی و رفتاری فعلی فرد اشاره دارد که میتواند با فعال شدن یک یا چند طرحواره و سبک مقابلهای همراه شود.
برای مثال ممکن است یک فرد در یک موقعیت:
- احساس کودک آسیبپذیر داشته باشد،
- سپس وارد حالت خشمگین شود،
- بعد برای فرار از درد به حالت اجتنابی برود،
- و در موقعیتی دیگر حالت منتقد سختگیر درونی فعال شود.
بنابراین طرحواره بیشتر به یک الگوی عمیق و پایدار اشاره دارد، در حالی که مود بیشتر بیانگر حالت فعلی و لحظهای فرد است.
طرحواره درمانی چیست؟
طرحوارهدرمانی یک رویکرد یکپارچه در رواندرمانی است که عناصر مختلفی از رویکردهای شناختی، رفتاری، تجربی، دلبستگی و برخی رویکردهای روانپویشی را با یک مدل منسجم ترکیب میکند.
هدف آن فقط تغییر یک فکر منفی نیست.
در بسیاری از موارد، هدف این است که فرد:
- طرحوارههای اصلی خود را بشناسد.
- محرکهای آنها را تشخیص دهد.
- سبکهای مقابلهای ناکارآمد را شناسایی کند.
- نیازهای هیجانی برآوردهنشده را بهتر درک کند.
- باورهای ناسازگار را به چالش بکشد.
- تجربههای هیجانی را پردازش کند.
- پاسخهای سالمتری ایجاد کند.
- در روابط خود الگوهای متفاوتی بسازد.
طرحواره درمانی چگونه انجام میشود؟
طرحوارهدرمانی معمولاً یک فرایند مرحلهای و فردمحور است.
مرحله اول: ارزیابی
درمانگر ابتدا تلاش میکند تصویر جامعی از مشکل ایجاد کند.
موضوعاتی مانند:
- تاریخچه زندگی
- روابط خانوادگی
- روابط عاطفی
- تجربههای مهم کودکی
- مشکلات فعلی
- واکنشهای هیجانی
- الگوهای تکرارشونده
- باورهای عمیق
- سبکهای مقابلهای
بررسی میشوند.
مرحله دوم: شناسایی طرحوارهها
درمانگر و مراجع تلاش میکنند بفهمند چه الگوهایی بیشترین نقش را در مشکلات فعلی دارند.
برای این کار ممکن است از:
- مصاحبه بالینی
- پرسشنامههای طرحواره
- بررسی خاطرات
- موقعیتهای روزمره
- الگوهای روابط
استفاده شود.
مرحله سوم: شناسایی ذهنیتها (Modes)
بعد از شناخت طرحوارهها، درمانگر بررسی میکند که فرد هنگام فعال شدن آنها چه حالتهایی را تجربه میکند.
مثلاً:
«وقتی احساس میکنی قرار است ترک شوی، چه اتفاقی درونت میافتد؟»
ممکن است پاسخ شامل:
ترس → خشم → تماس مکرر → پشیمانی → کنارهگیری
باشد.
این چرخه برای درمان اهمیت زیادی دارد.
تکنیکهای طرحواره درمانی چیست؟
یکی از ویژگیهای مهم طرحوارهدرمانی، استفاده از تکنیکهای متنوع است.
بازسازی شناختی
درمانگر به فرد کمک میکند باورهای عمیق و غیرواقعبینانه خود را بررسی کند.
مثلاً:
«اگر کسی یک بار تو را رد کند، آیا واقعاً به این معناست که هیچکس تو را دوست ندارد؟»
هدف صرفاً مثبتاندیشی نیست.
هدف ایجاد تفکری واقعبینانهتر و انعطافپذیرتر است.
تصویرسازی ذهنی
یکی از تکنیکهای شناختهشده طرحوارهدرمانی، استفاده از تصویرسازی و کار با خاطرات هیجانی است.
درمانگر ممکن است به فرد کمک کند یک خاطره مهم را دوباره به یاد بیاورد و از طریق مداخله درمانی، معنای هیجانی آن تجربه را تغییر دهد.
این تکنیک با هدف ایجاد تجربهای متفاوت و پاسخ سالمتر به نیازهای هیجانی استفاده میشود.
بازنویسی تصویر ذهنی یا Imagery Rescripting
در این روش، خاطره یا تصویر ذهنی دردناک در فضای درمانی مورد بازپردازش قرار میگیرد.
هدف تغییر واقعیت تاریخی نیست.
بلکه فرد تلاش میکند تجربه را به شکلی جدید پردازش کند و نیازهای هیجانیای را که در آن موقعیت نادیده گرفته شدهاند، در فرایند درمان مورد توجه قرار دهد.
گفتوگوی صندلیها
در برخی جلسات، درمانگر از تکنیک صندلیها استفاده میکند.
برای مثال فرد ممکن است میان:
«منتقد درونی»
و
«بخش آسیبپذیر خود»
گفتوگویی ایجاد کند.
این تکنیک میتواند به فرد کمک کند تضادهای درونی را واضحتر تجربه و بررسی کند.
رابطه درمانی
رابطه میان درمانگر و مراجع بخش مهمی از طرحوارهدرمانی است.
در این رویکرد، درمانگر تلاش میکند در چارچوب حرفهای و مرزهای درمانی، تجربهای از رابطه سالم، قابل اعتماد و حمایتگر ایجاد کند.
یکی از مفاهیم مهم در این زمینه limited reparenting یا «والدگری مجدد محدود» است.
این مفهوم به معنای تبدیل درمانگر به والد واقعی فرد نیست؛ بلکه به ایجاد تجربهای اصلاحی و درمانی برای نیازهای هیجانی برآوردهنشده اشاره دارد.
هدف نهایی طرحواره درمانی چیست؟
هدف طرحوارهدرمانی صرفاً این نیست که فرد دیگر هیچ احساس منفی نداشته باشد.
انسان سالم هم خشمگین، غمگین، نگران یا ناامید میشود.
هدف بیشتر این است که فرد بتواند:
- احساسات خود را بهتر تنظیم کند
- نیازهای خود را بشناسد
- مرزهای سالم داشته باشد
- انتخابهای آگاهانهتری انجام دهد
- روابط سالمتری بسازد
- کمتر تحت کنترل طرحوارههای ناسازگار قرار بگیرد
- با خود مهربانتر و واقعبینانهتر رفتار کند
آیا طرحواره درمانی برای اختلالات شخصیت کاربرد دارد؟
یکی از حوزههایی که بیشترین پژوهش درباره طرحوارهدرمانی در آن انجام شده، اختلالات شخصیت است.
فراتحلیل سال ۲۰۲۳ درباره اثربخشی طرحوارهدرمانی در اختلالات شخصیت، ۸ کارآزمایی تصادفی و ۷ مطالعه تکگروهی را بررسی کرد. نتایج نشان دادند که طرحوارهدرمانی در مقایسه با شرایط کنترل، اثر متوسطی در کاهش علائم اختلالات شخصیت داشت و با بهبود کیفیت زندگی و کاهش طرحوارههای ناسازگار اولیه نیز همراه بود.
همچنین یک کارآزمایی تصادفی چندمرکزی در ۱۲ مرکز سلامت روان هلند، ۵۰ جلسه طرحوارهدرمانی را با درمان معمول و یک رویکرد رواندرمانی دیگر مقایسه کرد و شواهدی به نفع اثربخشی طرحوارهدرمانی در برخی اختلالات شخصیت ارائه داد.
طرحواره درمانی برای شخصیت مرزی یا BPD
طرحوارهدرمانی یکی از رویکردهای مورد مطالعه برای اختلال شخصیت مرزی است.
در BPD ممکن است الگوهایی مانند:
- ترس از رهاشدگی
- بیاعتمادی
- نقص و شرم
- محرومیت هیجانی
- بیثباتی در روابط
- مشکلات تنظیم هیجان
اهمیت ویژهای پیدا کنند.
پژوهشهای مختلفی طرحوارهدرمانی را برای BPD بررسی کردهاند. یک کارآزمایی بالینی تصادفی جدیدتر که طرحوارهدرمانی و DBT را مقایسه کرد، در پیگیری یکساله تفاوت معناداری بین دو درمان در پیامد اصلی شدت علائم BPD پیدا نکرد؛ یعنی نمیتوان از این یافته نتیجه گرفت که یکی بهطور کلی و قطعی از دیگری بهتر است.
همچنین یک کارآزمایی بزرگ چندکشوری که طرحوارهدرمانی گروهی، ترکیب درمان فردی و گروهی و درمان معمول را مقایسه کرد، شواهد بیشتری درباره اثربخشی طرحوارهدرمانی در BPD فراهم کرده است.
بنابراین اگر فردی با BPD مواجه است، انتخاب روش درمان باید بر اساس ارزیابی تخصصی، شدت علائم، نیازهای فرد، سابقه درمان و ترجیحات او انجام شود.
طرحواره درمانی برای اضطراب و افسردگی
طرحوارهدرمانی فقط به اختلالات شخصیت محدود نمانده و در پژوهشهای مختلف برای مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی و برخی اختلالات دیگر نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
با این حال، میزان شواهد برای همه این مشکلات یکسان نیست.
یک مرور نظاممند درباره کاربرد طرحوارهدرمانی در اختلالات مختلف نشان داد که در مطالعات متعددی کاهش طرحوارههای ناسازگار و بهبود علائم مشاهده شده است، اما نویسندگان تأکید کردند که شواهد برای کاربرد آن خارج از اختلالات شخصیت در برخی حوزهها هنوز محدودتر است.
بنابراین بهتر است طرحوارهدرمانی را یک ابزار درمانی بالقوه بدانیم، نه درمانی که برای هر مشکل روانشناختی بهصورت یکسان تجویز شود.
طرحواره درمانی برای چه افرادی میتواند مناسب باشد؟
ممکن است طرحوارهدرمانی برای افرادی مورد توجه قرار گیرد که:
- مشکلات آنها مزمن و تکرارشونده است
- الگوهای مشابهی را در روابط مختلف تکرار میکنند
- مشکلات عاطفی عمیقی دارند
- بارها وارد روابط مشابه و آسیبزا میشوند
- احساس بیارزشی یا نقص مزمن دارند
- بهشدت از طرد شدن میترسند
- در تنظیم هیجان مشکل دارند
- خودانتقادی شدید دارند
- کمالگرایی شدید دارند
- در اعتماد کردن مشکل دارند
- یا با مشکلات شخصیتی مواجه هستند
اما این فهرست به معنی تشخیص یا تجویز درمان نیست.
انتخاب رویکرد درمانی باید بعد از ارزیابی تخصصی انجام شود.
چه کسانی نباید خودشان طرحوارهشان را تشخیص دهند؟
یکی از مشکلات رایج در فضای مجازی، تبدیل طرحوارهها به آزمونهای ساده شخصیت است.
مثلاً فرد یک فهرست ۱۸گانه را میخواند و میگوید:
«من طرحواره رهاشدگی دارم.»
اما شناسایی یک یا چند ویژگی به معنای تشخیص بالینی نیست.
ممکن است فرد در یک دوره خاص زندگی احساس رهاشدگی کند، اما این به معنی وجود یک طرحواره پایدار و بالینی نیست.
همچنین بسیاری از ویژگیهای طرحوارهها میتوانند در افراد سالم نیز در سطحی خفیف وجود داشته باشند.
بنابراین تستهای آنلاین میتوانند صرفاً برای خودشناسی اولیه مفید باشند و نباید جای ارزیابی متخصص را بگیرند.
تفاوت طرحواره درمانی و CBT چیست؟
CBT یا درمان شناختی رفتاری یکی از شناختهشدهترین رویکردهای رواندرمانی است که بر ارتباط میان افکار، احساسات و رفتارها تمرکز دارد.
طرحوارهدرمانی نیز از CBT تأثیر گرفته است اما مدل گستردهتری برای مشکلات مزمن و الگوهای عمیقتر ارائه میکند.
به زبان ساده:
CBT معمولاً میپرسد:
«الان چه فکری داری و این فکر چگونه احساس و رفتار تو را تحت تأثیر قرار میدهد؟»
طرحوارهدرمانی علاوه بر آن میپرسد:
«این الگوی عمیق از کجا آمده؟ چه نیازهایی پشت آن قرار دارد؟ چرا این الگو بارها در زندگی تو تکرار میشود؟ و چگونه میتوانیم چرخه آن را تغییر دهیم؟»
این به معنای بهتر بودن یکی از آنها در همه شرایط نیست.
حتی پژوهشهای جدید در برخی جمعیتها نشان دادهاند که طرحوارهدرمانی و CBT میتوانند هر دو مؤثر باشند و تفاوت قطعی بین آنها همیشه مشاهده نمیشود. برای مثال، یک کارآزمایی تصادفی در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی همراه با اختلال شخصیت اجتنابی، بهبود معناداری را با هر دو روش نشان داد و تفاوت معناداری در پیامدهای اصلی بین دو گروه پیدا نکرد.
طرحواره درمانی چقدر طول میکشد؟
مدت درمان یک عدد ثابت ندارد.
مدت طرحوارهدرمانی به عواملی مانند:
- نوع مشکل
- شدت علائم
- تعداد طرحوارهها
- سابقه مشکلات
- وجود اختلالات همزمان
- اهداف درمان
- میزان همکاری مراجع
- نوع درمان فردی یا گروهی
بستگی دارد.
برخی برنامههای پژوهشی کوتاهتر طراحی شدهاند و برخی درمانهای طرحوارهمحور برای مشکلات شخصیتی، طولانیمدت هستند.
برای مثال، در پژوهشهای مختلف پروتکلهایی از حدود چند ده جلسه تا درمانهای طولانیتر مورد مطالعه قرار گرفتهاند. بنابراین وعدههایی مانند «طرحواره شما در چند جلسه برای همیشه درمان میشود» با ماهیت پیچیده بسیاری از مشکلات سازگار نیست.
آیا طرحوارهها برای همیشه باقی میمانند؟
خیر.
طرحوارهها میتوانند نسبتاً پایدار باشند، اما تغییرناپذیر نیستند.
یکی از اهداف طرحوارهدرمانی این است که فرد به تدریج بتواند:
محرک → فعال شدن طرحواره → واکنش قدیمی
را به سمت:
محرک → شناخت طرحواره → تنظیم هیجان → انتخاب پاسخ سالمتر
تغییر دهد.
ممکن است یک طرحواره در ابتدا بسیار قدرتمند باشد، اما با درمان و تجربههای سالمتر، شدت و نفوذ آن کاهش پیدا کند.
یک مثال واقعی از عملکرد طرحواره
فرض کنیم «مریم» در کودکی بارها با بیثباتی عاطفی مواجه شده است.
در بزرگسالی وارد یک رابطه میشود.
شریک عاطفی او یک شب دیرتر از همیشه جواب پیام را میدهد.
اتفاق واقعی:
پاسخ پیام با چند ساعت تأخیر انجام شده است.
اما ذهن مریم ممکن است این اتفاق را اینگونه تفسیر کند:
«دیگر من را نمیخواهد.»
بعد اضطراب ایجاد میشود.
سپس پیامهای متعدد ارسال میکند.
طرف مقابل احساس فشار میکند و فاصله میگیرد.
مریم این فاصله را نشانه دیگری از رهاشدن میبیند.
اضطراب بیشتر میشود.
اینجا یک چرخه شکل گرفته است:
محرک → فعال شدن طرحواره → هیجان شدید → رفتار مقابلهای → واکنش دیگران → تقویت طرحواره
یکی از اهداف طرحوارهدرمانی، شناسایی و تغییر همین چرخههاست.
آیا طرحواره درمانی فقط درباره کودکی است؟
خیر.
اگرچه تجربههای اولیه زندگی در مدل طرحوارهدرمانی اهمیت زیادی دارند، درمان صرفاً بازگشت به گذشته نیست.
هدف اصلی این است که بفهمیم گذشته چگونه در حال حاضر ادامه پیدا کرده است.
مثلاً اگر فرد در کودکی یاد گرفته باشد:
«نباید نیازهایم را بیان کنم.»
ممکن است در بزرگسالی نیز در رابطه عاطفی، محل کار و خانواده دائماً سکوت کند.
درمان به این سؤال میپردازد:
«این الگوی قدیمی امروز چگونه زندگی من را تحت تأثیر قرار میدهد؟»
آیا طرحواره درمانی میتواند روابط عاطفی را بهتر کند؟
در بسیاری از مشکلات رابطهای، الگوهای عمیق فرد نقش مهمی دارند.
برای مثال:
رهاشدگی میتواند به وابستگی و ترس شدید از فاصله منجر شود.
بیاعتمادی میتواند باعث شک دائمی شود.
محرومیت هیجانی میتواند باعث شود فرد حتی در رابطه سالم احساس تنهایی کند.
ایثار میتواند باعث نادیده گرفتن نیازهای خود شود.
معیارهای سرسختانه میتواند توقعات غیرواقعبینانه از خود و شریک عاطفی ایجاد کند.
شناخت این الگوها میتواند به فرد کمک کند واکنشهای خودکار خود را بهتر بفهمد و به جای تکرار آنها، پاسخهای سالمتری ایجاد کند.
آیا طرحواره درمانی برای همه مناسب است؟
خیر.
هیچ رویکرد رواندرمانی برای همه افراد و همه مشکلات بهترین گزینه نیست.
برخی افراد ممکن است از CBT، DBT، درمانهای مبتنی بر تروما، TFP یا سایر رویکردها بیشتر بهره ببرند.
در برخی موارد نیز ممکن است ترکیبی از رویکردها مناسبتر باشد.
هدف یک درمان حرفهای این نیست که همه مراجعان را وارد یک روش ثابت کند.
هدف این است که روش درمان با نیازهای فرد هماهنگ شود.
چگونه یک درمانگر طرحوارهدرمانی مناسب پیدا کنیم؟
اگر قصد شروع طرحوارهدرمانی دارید، بهتر است فقط به عنوان «طرحوارهدرمانگر» اکتفا نکنید.
میتوانید درباره موارد زیر سؤال کنید:
- آموزش تخصصی درمانگر در طرحوارهدرمانی
- تجربه او در مشکل شما
- تجربه کار با اختلالات شخصیت در صورت وجود
- نوع جلسات
- تعداد تقریبی جلسات مورد انتظار
- نحوه ارزیابی اولیه
- اهداف درمان
- نحوه سنجش پیشرفت
درمانگر حرفهای باید بتواند توضیح دهد چرا طرحوارهدرمانی برای شرایط شما مناسب است و چه اهدافی برای درمان در نظر گرفته میشود.
چه زمانی بهتر است برای طرحواره درمانی اقدام کنیم؟
اگر احساس میکنید یک الگوی مشخص بارها در زندگی شما تکرار میشود، ممکن است ارزش بررسی داشته باشد.
مثلاً:
«چرا همیشه جذب آدمهای مشابه میشوم؟»
«چرا از ترک شدن اینقدر میترسم؟»
«چرا نمیتوانم نه بگویم؟»
«چرا همیشه احساس میکنم کافی نیستم؟»
«چرا وقتی کسی از من انتقاد میکند، بهشدت فرو میریزم؟»
«چرا با وجود موفقیتهایم باز هم احساس شکست میکنم؟»
«چرا نمیتوانم به دیگران اعتماد کنم؟»
«چرا همیشه نیاز دارم دیگران تأییدم کنند؟»
این سؤالها میتوانند نقطه شروع خوبی برای بررسی الگوهای عمیقتر باشند.
طرحواره درمانی در مشاورلاین
اگر احساس میکنید برخی الگوهای فکری، هیجانی یا رابطهای در زندگی شما دائماً تکرار میشوند، اولین قدم الزاماً تشخیص یک طرحواره خاص نیست.
قدم اول میتواند ارزیابی دقیق وضعیت شما توسط روانشناس باشد.
در مشاورلاین میتوانید با متخصص حوزه مورد نیاز خود درباره مشکلاتی مانند روابط عاطفی، تنظیم هیجان، اضطراب، افسردگی، مشکلات شخصیت و الگوهای تکرارشونده زندگی صحبت کنید.
در صورت مناسب بودن، درمانگر میتواند مشخص کند که آیا طرحوارهدرمانی انتخاب مناسبی برای شماست یا رویکرد دیگری میتواند نتیجه بهتری داشته باشد.
ارتباط طرحوارهدرمانی با سایر رویکردهای رواندرمانی
طرحوارهدرمانی، رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)، درمان شناختی رفتاری (CBT) و درمان متمرکز بر انتقال (TFP) رویکردهای متفاوتی هستند، اما در برخی اهداف درمانی با یکدیگر ارتباط دارند. تفاوت اصلی آنها در این است که هر رویکرد از زاویهای متفاوت به مشکلات روانشناختی نگاه میکند و بر بخش خاصی از تجربه فرد تمرکز بیشتری دارد.
طرحوارهدرمانی بیشتر بر شناسایی و تغییر الگوهای عمیق و پایدار ذهنی و هیجانی یا «طرحوارهها» تمرکز دارد؛ الگوهایی که معمولاً در طول زندگی شکل گرفتهاند و میتوانند بر روابط، احساسات و رفتارهای فرد تأثیر بگذارند. 🔗درمان شناختی رفتاری (CBT) نیز با افکار و باورهای ناکارآمد سروکار دارد، اما معمولاً تمرکز بیشتری بر شناسایی و اصلاح افکار و رفتارهای مشکلساز در زمان حال دارد. به همین دلیل، میتوان گفت طرحوارهدرمانی در برخی موارد به لایههای عمیقتر و ریشهایتر الگوهای شناختی و هیجانی میپردازد.
از سوی دیگر، 🔗رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) بیشتر بر مهارتهایی مانند تنظیم هیجان، تحمل پریشانی، کنترل تکانه و بهبود روابط تمرکز دارد. بنابراین در شرایطی که فرد در مدیریت هیجانات شدید یا رفتارهای تکانشی مشکل دارد، مهارتهای DBT میتوانند در کنار کار عمیقتر طرحوارهدرمانی اهمیت پیدا کنند. 🔗درمان متمرکز بر انتقال (TFP) نیز با تمرکز بر الگوهای رابطهای، تصویر فرد از خود و دیگران و نحوه شکلگیری این الگوها در رابطه درمانی، با برخی اهداف طرحوارهدرمانی همپوشانی دارد.
انتخاب رویکرد مناسب به مشکل، اهداف درمان و ارزیابی متخصص بستگی دارد. در صورت مناسب بودن، فرد میتواند از طریق 🔗 مشاوره روانشناسی آنلاین یا 🔗تراپی آنلاین نیز برای ارزیابی و دریافت درمان تخصصی اقدام کند.
سخن پایانی
طرحوارهها الگوهای عمیق و نسبتاً پایدار ذهنی و هیجانی هستند که بر نگاه ما به خود، دیگران و روابط اثر میگذارند. در طرحوارهدرمانی، ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه در پنج حوزه اصلی شناسایی شدهاند که میتوانند در موقعیتهای مختلف فعال شوند و بر احساسات و رفتار ما تأثیر بگذارند. طرحوارهدرمانی با استفاده از روشهایی مانند بازسازی شناختی، تصویرسازی و کار با مودها به شناسایی و اصلاح این الگوهای تکرارشونده کمک میکند. شواهد پژوهشی نیز از اثربخشی آن، بهویژه در برخی اختلالات شخصیت، حمایت میکنند.
اگر احساس میکنید یک الگوی دردناک بارها در روابط، تصمیمها یا واکنشهای هیجانی شما تکرار میشود، شناخت این الگو میتواند اولین قدم برای تغییر آن باشد.
سوالات متداول
طرحواره درمانی چیست؟
طرحوارهدرمانی یک رویکرد رواندرمانی یکپارچه است که بر شناسایی و تغییر الگوهای عمیق و تکرارشوندهای به نام طرحوارههای ناسازگار اولیه تمرکز دارد.
چند طرحواره ناسازگار داریم؟
در مدل کلاسیک طرحوارهدرمانی، ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه در پنج حوزه اصلی معرفی شدهاند.
طرحواره ناسازگار از کجا به وجود میآید؟
طبق مدل طرحوارهدرمانی، برآورده نشدن مداوم نیازهای هیجانی اساسی در کنار ویژگیهای فردی و تجربیات زندگی میتواند در شکلگیری طرحوارههای ناسازگار نقش داشته باشد.
آیا همه افراد طرحواره دارند؟
همه افراد الگوهای ذهنی و هیجانی دارند، اما وجود یک ویژگی یا باور خاص به معنای داشتن یک «طرحواره ناسازگار» به معنای بالینی نیست.
آیا طرحواره درمانی برای شخصیت مرزی مناسب است؟
طرحوارهدرمانی یکی از رویکردهای مورد مطالعه برای اختلال شخصیت مرزی است و شواهد پژوهشی از اثربخشی آن حمایت میکنند؛ با این حال انتخاب درمان باید براساس ارزیابی تخصصی فرد انجام شود.
آیا طرحواره درمانی همان CBT است؟
خیر. طرحوارهدرمانی از CBT تأثیر گرفته اما مدل گستردهتری دارد و علاوه بر افکار فعلی، بر طرحوارههای عمیق، نیازهای هیجانی، خاطرات، سبکهای مقابلهای و مودهای طرحوارهای تمرکز میکند.
طرحواره درمانی چقدر طول میکشد؟
مدت درمان ثابت نیست و به نوع مشکل، شدت علائم، اهداف درمان و شرایط فرد بستگی دارد. برخی پروتکلها کوتاهتر و برخی درمانهای شخصیت طولانیتر هستند.
آیا میتوانیم طرحواره خودمان را تشخیص دهیم؟
پرسشنامهها و محتوای آموزشی میتوانند برای خودشناسی اولیه مفید باشند، اما تشخیص و تفسیر بالینی طرحوارهها بهتر است توسط روانشناس متخصص انجام شود.
آیا طرحوارهها قابل تغییر هستند؟
بله. طرحوارهها میتوانند نسبتاً پایدار باشند اما تغییرناپذیر نیستند. هدف طرحوارهدرمانی کاهش نفوذ الگوهای ناسازگار و ایجاد پاسخهای سالمتر است.
آیا طرحواره درمانی برای اضطراب و افسردگی هم استفاده میشود؟
طرحوارهدرمانی در برخی اختلالات و مشکلات هیجانی غیر از اختلالات شخصیت نیز مورد مطالعه قرار گرفته است، اما میزان شواهد در همه اختلالات یکسان نیست و انتخاب روش درمان باید بر اساس ارزیابی فردی انجام شود.
منابع علمی
- Bamelis, L. L. M., Evers, S. M. A. A., Spinhoven, P., & Arntz, A. (2014). Results of a multicenter randomized controlled trial of the clinical effectiveness of schema therapy for personality disorders. American Journal of Psychiatry, 171(3), 305–322. https://doi.org/10.1176/appi.ajp.2013.12040518
- Zhang, K., Hu, X., Ma, L., Xie, Q., Wang, Z., Fan, C., & Li, X. (2023). The efficacy of schema therapy for personality disorders: A systematic review and meta-analysis. Nordic Journal of Psychiatry, 77(7), 641–650. https://doi.org/10.1080/08039488.2023.2228304
- Arntz, A., Jacob, G. A., Lee, C. W., Brand-de Wilde, O. M., Fassbinder, E., Harper, R. P., Lavender, A., Lockwood, G., Malogiannis, I. A., Ruths, F. A., Schweiger, U., Shaw, I. A., Zarbock, G., & Farrell, J. M. (2022). Effectiveness of predominantly group schema therapy and combined individual and group schema therapy for borderline personality disorder: A randomized clinical trial. JAMA Psychiatry, 79(4), 287–299. https://doi.org/10.1001/jamapsychiatry.2022.0010
- Taylor, C. D. J., Bee, P., & Haddock, G. (2017). Does schema therapy change schemas and symptoms? A systematic review across mental health disorders. Psychology and Psychotherapy: Theory, Research and Practice, 90(3), 456–479. https://doi.org/10.1111/papt.12112
- Sempértegui, G. A., Karreman, A., Arntz, A., & Bekker, M. H. J. (2013). Schema therapy for borderline personality disorder: A comprehensive review of its empirical foundations, effectiveness and implementation possibilities. Clinical Psychology Review, 33(3), 426–447. https://doi.org/10.1016/j.cpr.2012.11.006
